سرمقاله (آبان ۱۳۹۳)

editorial-15صورت معرف هویت و بازتاب دهنده احساسات انسان و جراحی ارتوگناتیک، عملی است که ساختار صورت را از اساس و بنیان به هم می‌ریزد و یکی از پیچیده‌ترین جراحی‌هایی است که نه تنها تغییرات شگرفی را در فیزیک انسان بلکه در روان او ایجاد می‌کند. در ماه گذشته، با حضور پروفسور Johan Reyneke در کنگرۀ ارتودنتیست‌های ایران این موضوع در مرکز توجه علاقه‌مندان به مبحث جراحی فک قرار گرفت .

جراحی ارتوگناتیک، جراحی سنگین و پرمسئولیتی است که در دورۀ دستیاری، فقط فراگیری تکنیک های آن حاصل می‌شود. تسلط بر طرح درمان جراحی ارتوگناتیک، فرآیندی است که در طی سالیان تجربه مبتنی بر تجزیه و تحلیل علمی وضعیت بیماران و با ثبت داده‌ها و مشخصات و اندازه گیری‌های دقیق در طی پایش‌های زمان بندی شده به دست می آید. فقط با رعایت این فرایند است که پیش بینی دقیق نتایج درمان میسر می شود.

پروفسور Reyneke در ۳۰ سال گذشته بیش از ۸۰۰۰ جراحی ارتوگناتیک انجام داده است، مولف ۶۴ مقاله و کتاب «ضروریات جراحی ارتوگناتیک» است و بی شک در زمره صاحب نظران این رشته در سطح جهانی است. پایش بیماران جراحی های ارتوگناتیک پروفسور Reyneke به مدت ۲۵ ـ ۲۰ سال پس از جراحی انجام شده بود که ارزش کار ایشان را به عنوان کادر تمام عیار علمی مطرح می‌کند..

در کشور ما هم هستند جراحانی که به طور متوسط در ماه بیش از ۱۰ عمل ارتوگناتیک انجام می‌دهند ولی به علت کم توجهی به مستند سازی جراحی‌ها و پایش ضعیف پس از عمل، عملا دستاورد علمی آنان شخصی شده و به موارد پراکنده تکنیکی بدل می‌شود.

پروفسور دانیل، از بزرگان جراحی پلاستیک بینی در سفری که چند سال پیش به دعوت انجمن تحقیقات رینولوژی ایران برای سخنرانی در کنگره این انجمن به ایران آمده بود اظهار کرد که با این همه جراحی های بینی که در ایران انجام می شود، قاعدتاً باید جراحان ایرانی بینی، از سرآمدان و صاحب سبک‌های جراحی بینی در جهان باشند…

دانشگاه ساز و کارهای فعالیت علمی و پژوهشی لازم را کم و بیش در اختیار کادرهای دانشگاهی می‌گذارد که فعالیت علمی را به مراتب برای این گروه آسان می‌کند ولی در بخش خصوصی نیز با تسلط به متدولوژی علمی و ثبت دقیق داده‌ها، دسته بندی و آرشیو کردن آنان در رشته هایی که بسیار متکی به داده‌های کلینیکی هستند، می‌توان فضای کار علمی در این عرصه را به وجود آورد و تا حدودی بر دشواری‌های کار علمی در بخش خصوصی فائق آمد. این کار با تشکیل گروه‌های علمی همکاران به مراتب جذاب‌تر و از پتانسیل نوآوری بالاتری برخوردار خواهد شد. انجمن‌های علمی و نهادهای مدنی پزشکان می‌توانند در هدایت این کار بسیار موفق عمل کنند.

ضروری است که در دورۀ دستیاری ، تربیت کادر علمی در محور اهداف آموزشی دوره قرار گیرد و آموزش تکنیک در خدمت آن باشد. تربیت کادرهای صرفاً کلینیسیست تکنیک گرا، لطمه جبران ناپذیری به مقوله طراحی درمان مبتنی بر علم و تجربه در جراحی‌های پیچیده ای از جمله جراحی ارتوگناتیک می زند. برای دستیابی به مقامی در تولید علم، تربیت کادر علمی مجهز به متدولوژی علمی باید به عنوان هدف اول در دستور کار دوره های آموزشی تخصصی قرار گیرد.

دکتر میترا میرمحمدی



بدون دیدگاه

دیدگاه شما (لطفاً از Internet Explorer استفاده نکنید):





*