سرمقاله (مرداد ۱۳۹۵)

editorial-34امروزه احترام به حقوق انسان به عنوان پایۀ روابط اجتماعی در جوامع بشری مطرح است. همۀ انسان‌ها وقتی بیمار می‌شوند در شرایط خاصی قرار می گیرند که نیاز به توجه و مراقبت ویژه دارند. بر این اساس منشور حقوقی ویژه ای برای تنظیم رابطه حقوقی بین بیمار و پزشک در دستور کار جوامع  قرار گرفته است.

ما پزشکان نیز بیمار می‌شویم و در بسیاری از موارد در آن هنگام عنوان و حرفه پزشکی ما نیست که روابط پرسنل پزشکی را نسبت به ما تعیین می‌کند بلکه موازین حقوقی جاری است که می‌تواند تضمین کننده حقوق ما به عنوان بیمار باشد.

سابقۀ پزشکان بزرگ سرزمین ما در تاریخ پزشکی جهان بسیار درخشان است. پزشکان در تاریخ فرهنگی ایران نه فقط به عنوان پزشک بلکه به عنوان حکیم که علاوه بر طبابت، مفهومی فلسفی در درون مایه آن وجود دارد، شناخته می‌شدند.

میراث بزرگی که از تاریخ پزشکی ایران به ما رسیده تاکنون دستمایه احترام بزرگ و قلبی بوده است که همواره ایرانیان نسبت به پزشکان قائل بوده‌اند. این گروه به علت زحمت و فعالیت زیادی که برای ایفای نقش خود داشته اند، همیشه از وضعیت نسبی خوب رفاهی برخوردار بوده اند و از این بابت هیچگاه مورد طعنه و کنایه واقع نشده اند. زیرا که پیش از این، با توجه به تعداد اندک پزشک نسبت به جمعیت کشور، پزشکان با کار و فعالیت بیش از ظرفیت خود سعی در جبران کمبودها داشته اند.

امروزه به علت افزایش تعداد پزشکان که فعالیت در این رشته را به سمت تخصصی شدن هر چه بیش‌تر آن سوق داده است و دسترسی بیماران به آخرین دستاوردهای علوم پزشکی از یک طرف و الگو برداری ذهنی جامعه از مدل‌های رایج در جوامع پیشرفته که احترام به حقوق بیمار را به عنوان اصلی بدیهی و غیر قابل انکار پذیرفته است از سوی دیگر، مطالبات جامعه را  از پزشکان بالا می برد. جدای از نیت ما پزشکان که غالباً درمان صحیح و مراقبت حداکثری از بیمار را در الویت ذهنی و کاری خود قرار می دهیم، رعایت تمامی ضوابط پزشکی در فعالیت حرفه ای بیش از پیش ضرورت یافته است. علاوه بر ثبت دقیق تمامی الزامات پرونده پزشکی بیمار که بی شک همۀ درمان‌گران را به دقت و توجه لازم نسبت به تمام جوانب بیماری وا می دارد، نکته‌ای که باید به آن بیش‌تر پرداخته شود، حق بیماران در آگاهی از مراحل تشخیص، درمان و سیر پیشرفت بیماری خود است که این اطلاعات ضروری را یا خود بیمار دریافت می‌کند یا در صورت تمایل می تواند از طریق یکی از بستگان از پزشک معالج درخواست کند.

بیمار حق دارد قبل از معاینات یا اجرای درمان، اطلاعات ضروری را در خصوص عوارض احتمالی یا کاربرد سایر روش‌ها در حد درک خود از پزشک معالج دریافت و در انتخاب نهایی درمان مشارکت کند. همچنین او حق دارد از دسترسی به پزشک معالج و دیگر اعضای اصلی گروه معالج در طول مدت بستری، انتقال و پس از ترخیص اطمینان حاصل کند.

منش خان سالاری که در پزشکی ایران به طور سنتی رواج داشت و در آن افراد دیگر به غیر از خود بیمار و از جمله پزشک معالج تصمیم گیرنده اصلی برای بیمار بودند با استقرار معیارهای زندگی امروزین باید دستخوش تحول اساسی شود.

در گذشته بیماران اطلاعات بسیار کمی از بیماری خود داشتند و اتوریته پزشک به قدری بالا بود که در بسیاری از موارد پزشک راساً یا در مشورت با همکاران تصمیم نهائی چگونگی درمان بیمار را اتخاذ می‌کرد ولی در حال حاضر با هیچ استدلال قیم مابانه ای نمی‌توان این رویه را در پیش گرفت. در شرایط عادی و غیر اورژانس، بیمار از لحاظ روانی نرمال الزاما باید خود در مورد شروع و میزان درمان تصمیم بگیرد. اگر چه اکثر بیماران با توجه به اعتماد علمی و عاطفی به پزشک خود، تصمیم گیری را به وی واگذار می کنند.

این روزها با توجه به ایراد انتقادهای گوناگونی که جدای از ریشه یابی علل  آن گاه موجب ایجاد چالش هایی در روابط پزشک و بیمار شده است، توجه بیش‌تر به محورهای منشور حقوق بیمار و ضوابط مندرج در آن بسیار مبرم است. با انتقاداتی که در جامعه به ما وارد می شود نمی بایست واکنشی و به دور از منش ومتانت بایسته پزشکی روبرو شد. نباید این طور تصور کرد که این برخوردها از پیش برنامه ریزی شده و هدفمندند. باید در نظر داشت که این گله ها و شکایات، الساعه ایجاد نشده اند، بلکه از قبل به صورت نهان وجود داشته اند و در شرایط خاص فعلی در سطح جامعه سر باز کرده است. مقابله به مثل نه تنها مشکلی را حل نمی کند بلکه از ما شخصیت هایی غیرمنطقی و مستبد که تاب هیچ انتقادی ندارند می سازد. شایسته است با تاکید بر مسئولیت های جامعه پزشکی و نشان دادن حساسیت آن نسبت به حقوق بیمار و ارزشمندی جان انسان ها در ورای منافع فردی، منش انسان دوستانه آحاد پزشکان را نمایاند و نشان داد که اتفاقا اگر در جایی قصوری حادث می شود برخورد جامعه پزشکی بیش از همه، با این پدیده منفی، جدی و خدشه ناپذیر است.

جا دارد همین جا گفته شود که توجه به حقوق بیمار زمانی عینی می شود که حقوق پزشکان تامین شده باشد. در این راستا پیگیری موثر مطالبات به حق پزشکان جز از طریق نهادهای مدنی صنفی که نماینده قانونی جامعه پزشکی باشد ممکن نیست. حقوق پزشک و بیمار در هم تنیده است و تفکیک پذیر نیست. تدوین و اجرای منشور حقوق پزشکان از طریق انجمن های صنفی پزشکان ( نه توسط انجمن های علمی) قابل پیگیری است تا به استناد آن بتوان بر پایه حقوقی و قانونی، پیگیرانه از شان و جایگاه پزشک در جامعه حراست نمود. تدوین اتیکز پزشک و بیمار هر دو از وظایف انجمن صنفی است و تا زمانی که پزشکان ما انجمن های صنفی خود را نداشته باشند باز هم باید نگران چالش های تاسف باری بود که این روزها شاهد آن هستیم.                                

میترا میرمحمدی



بدون دیدگاه

دیدگاه شما (لطفاً از Internet Explorer استفاده نکنید):





*