سرمقاله (آبان ۱۳۹۵)

editorial-37

اخیرا مقاله‌ای با عنوان:

“In Iran, a shady market for papers flourishes”

در نشریه معتبر ساینس منتشر شد که متأسفانه تصویری منفی و آشفته از بازار تولیدات علمی در کشور ما به نمایش گذاشت .

اعتبار علمی محققین و دانشگاه‌های یک کشور مستقیماً به کیفیت علمی مقالات چاپ شده در آن کشور بستگی دارد که وزن علمی آن کشور را در جامعه علمی بین المللی عیار می زند. چنین گزارشاتی که قبلاً نیز در داخل کشور شنیده شده بود به چهره علمی محققین کشور که به طور گسترده‌ای در همایش‌‌های بین المللی شرکت می‌کنند متأسفانه لطمه جبران

ناپذیری می‌زند و اتوریته دانشگاه‌های ما را که تولید کنندگان اصلی محصولات علمی در کشور هستند زیر سؤال می‌برد بی‌جهت نیست که با تولید تعداد و حجم مقالات بالا در کشور که در بسیاری زمینه‌ها به لحاظ کمیت در رتبه‌های بالا قرار می گیرد، باز هم جایگاهمان در رتبه‌بندی های علمی جهانی در وضعیت مطلوبی قرار ندارد. متأسفانه انجمن‌های علمی تخصصی دندان پزشکی نیز که باید نقش پایش کننده ای برای دانشگاه‌هایمان داشته باشند به سبب فعالیت محدود علمی در حد برگزاری کنگره های سالانه تجاری، کمترین علاقه و توجه ای را نسبت به این موضوعات مبرم از خود نشان نمی دهند.

بنا به گزارش این نشریه خارجی، علاوه بر تبلیغات در اینترنت، افراد با حمل پلاکاردهای بزرگ و بنر درست در پیاده‌روی رو به روی درب اصلی دانشگاه تهران به عنوان دانشگاه مادر و بزرگترین و قدیمی ترین دانشگاه ایران برای فروش پایان نامه و مقاله تبلیغ می کنند.( ۱۸۰۰۰۰۰ تومان اگر نیاز به آزمایشگاه نداشته باشد به اضافه ۴۰۰ دلار دیگر در صورت نیاز به چاپ مقاله با نام فرد در نشریه‌ای مشهور پرداخت می‌شود )

وفق گزارش این مقاله، دانشمندان ایرانی حدود ۳۰۰۰۰ مقاله در سال در نشریات بین المللی به چاپ می‌رسانند که از سال ۱۹۷۹ – ۲۰ برابر افزایش را نشان می دهد. طبعاً انگیزه این کار، امکان استفاده افراد بی پایۀ علمی از این روش برای ارتقاء عنوان های دانشگاهی و احراز پست های بالا و موقعیت بهتر اداری و برخورداری از امکانات اقتصادی بالاتر است.

تشخیص این مؤلفین کاذب اغلب مشکل است زیرا که برخی از این شرکت‌های تولید فراورده های علمی جد و جهد زیادی برای ارائه کار با کیفیت می‌کنند. در همین گزارش آمده است که در برخی موارد انتشار مقاله در نشریات ISI حداقل ۵ میلیون تومان هزینه دارد. علت مشغول شدن برخی از دانش آموختگان مستعد در این کار نیز به سبب عدم امکان دستیابی به کار در عرصه‌های تولید و اقتصاد کشور است.

در سال‌های اخیر جهت ارزشیابی کیفیت علمی مقالات، شاخص H – Index به منظور ارتقای شاخص‌های اندازه‌گیری علم مانند تعداد کل مقالات و تعداد کل استنادات طراحی شده است تا محققان تأثیر‌گذار را از آن هایی که صرفاً تعداد زیادی مقاله منتشر می‌کنند متمایز کند.

این شاخص برای اولین بار در سال ۲۰۰۵ میلادی توسط فیزیک‌دانی به نام Jorge E. Hirsch از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی مطرح شد و با نام‌ هیرش ایندکس نیز شناخته شده است. این شاخص یک عدد است که میزان اثرگذاری علمی یک محقق را به صورت کمی نشان می دهد.

H-index برای یک پژوهش گر عبارت است از H تعداد مقاله ارائه شده توسط وی، که به هر کدام حداقل H بار استناد شده باشد. برای مثال اگر ۵ مقاله از کل مقالات منتشر شده توسط یک محقق، هر کدام حداقل ۵ بار به عنوان مرجع در مقالات دیگر مورد استفاده قرار گرفته باشد، شاخص H آن محقق برابر ۵ است. بنابراین H-index نتیجه تعادل بین تعداد مقالات و استنادات است.

شناسه اچ تأثیر زیادی در پیش گویی در مورد افرادی دارد که بعداً نشان‌های افتخار می‌گیرند از جمله جایزه نوبل. Hirsch نشان داد که فیزیکدانان دارای شناسه اچ ۱۲ می‌توانند دانشیار دانشگاه باشند و با شناسه ۱۸ می‌توانند استاد تمام باشند و با ۱۵ تا ۲۰ می‌توانند عضو انجمن فیزیک آمریکا و با بیش از ۴۵ می‌توانند عضو آکادمی ملی علوم در آمریکا باشند. او که خود شاخص H برابر ۵۵ دارد، معتقد است یک «محقق موفق» باید پس از ۲۰ سال تلاش علمی-پژوهشی شاخص H بیشتر از ۲۰ داشته باشد. این شاخص می بایست برای یک «محقق برجسته»، ۴۰ و برای یک «محقق بی نظیر» برابر با ۶۰ در طی ۲۰ سال باشد.

بررسی اچ ایندکس های افراد نشان می‌دهد که احتیاجی به انبوهی مقاله که حتی یک بار هم به آن استناد نمی‌شود نیست. مقاله های علمی باید نقشی در پیشرفت دانش روز ایفا کنند تا با ارزش به حساب آیند. گفته می‌شود اینشتین در زندگی علمی اش فقط ۵ مقاله منتشر کرد ولی این ۵ مقاله چندین هزار بار مورد استناد قرار گرفت.

راه مقابله با بازار فراورده های علمی، نصیحت و توجیهات بوروکراتیک و دادن آمار و ارقام اداری نیست . این کار نتیجه ای جز سرپوش گذاشتن بر اصل معضل و در عمل ادامه این روند گسترش یابنده ندارد. واقعیت تلخ این است که آموزش دانشگاهی به ویژه در دوره های تخصصی به پژوهش و کار علمی توجه کمی دارد و بیش‌تر تکنیک محور است. در همین جاست که عرصه رقابت دستیاران در بخش آموزشی نه ” نوآوری و خلاقیت در کارهای بالینی” که تفکر و متدولوژی علمی می طلبد بلکه “سرعت در انجام کارهای تکنیکی ” می شود که به عنوان ارزش مطرح است. این شکل آموزش در ماهیت خود تاثیرات مخرب و آسیب زننده، شتابزدگی و بی برنامگی و بی حوصلگی در کار را با خود به همراه دارد.

نقل است که یکی از استادان دانشگاهی در آفریقای جنوبی برای دانشجویان دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد مطلبی بر سر در ورودی دانشکده نصب کرده بود با این عنوان :
برای نابودی یک ملت نیازی به بمب هسته ای یا موشک های دور برد نیست .

فقط کافیست سطح و کیفیت آموزش را پایین آورد و اجازه تقلب را به دانش آموزان داد ..!

مریض به دست پزشکی که بتواند تقلب کند خواهد مرد ..!

خانه ها بدست مهندسی که موفق به تقلب شده ویران خواهند شد.!و….

سقوط آموزش = سقوط ملت.

دکتر میترا میرمحمدی ، PhD در علوم پزشکی
عضو هیئت تحریریه -USA Journal of Dental Health, Oral Disorders &Therapy



بدون دیدگاه

دیدگاه شما (لطفاً از Internet Explorer استفاده نکنید):





*