سرمقاله (دی 1395) : سایت تخصصی جراحی فک و صورت – دکتر میترا میرمحمدی

سرمقاله (دی ۱۳۹۵)

editorial-39پس از انتشار خبر خرید و فروش مقاله‌های شبه علمی ‌و بازتاب برون مرزی آن، راه‌های گوناگونی در چاره‌جوئی و اعتبار بخشی تولیدات علمی ملی مطرح شد. ولی این بار مسائلی عنوان شده است که تیشه به ریشه تولید علم می‌زند. گفته می‌شود با حذف امتیاز مقاله برای ارتقای استادان دانشگاه مشکل مقاله‌های شبه علمی ‌نیز حل می‌شود!! این بدان معنااست که اجبار امتیاز مقاله برای برخی از اعضای هیات علمی‌که در حوزه‌های خود سرآمد هستند، حذف شود و یک استاد دانشگاه نباید اجباراً برای ارتقاء به دانشیاری و استادی مجبور شود مقاله بنویسد. به باور مطرح کنندگان، کسی باید پژوهش کند که واقعاً پژوهش را دوست داشته باشد.

گفته می‌شود که هم اکنون اگر یک دانشگاه ۱۰۰ عضو هیات علمی‌داشته باشد ۳۰ نفر می‌توانند پژوهش اصیل انجام دهند و ۷۰ نفر دیگر خدمات آموزشی و درمانی خود را انجام می‌دهند. حال اگر افرادی که در حوزه آموزش و درمان کار می‌کنند را مجبور کنیم مقاله بنویسند مقاله غیر اصیل نوشته می‌شود.

نقشه راه این گروه این است که می‌گویند: باید به سمتی برویم که اعضای هیات علمی‌ بتوانند از مسیرهای آموزش و خدمت ارتقاء پیدا کنند. خدمت هم در علوم پزشکی یعنی کار درمانی، جراحی و بیمار دیدن .

به نظر می‌رسد که در این اواخر بحث مربوط به فروش پایان‌نامه و مقاله و محصولات علمی ‌در بازار ، مسئولان پژوهشی وزارت خانه را برای یافتن راه حل این معضل به تکاپو انداخته و به جای چاره‌جویی مؤثر و یافتن ریشه های ضعف پژوهش در علوم پزشکی کشور ترجیح داده اند صورت مسئله پاک شود و برخی از دانشگاهیان خاص از تولید کارهای علمی ‌معاف شوند.

علم پزشکی به علت سیال بودن و سر و کار داشتن با انسان و تنوع ویژگی‌هایش علم بسیار گسترده ای است که نیاز به پرورش ذهن خلاق و جستجوگری دارد که بتواند این گوناگونی‌ها را درک کند و به درمان بیماران بپردازد. نه این که پزشک به مثابه تکنیسینی باشدکه راه حل مشخص در مشکلات یکسان ماشین‌ها ارائه ‌دهد و جواب بگیرد. رسالت دانشگاه پرورش تفکر علمی ‌خلاق در دانشجویان توسط کادرهایی با تفکر و تبحر علمی ‌است وگرنه عمدتاً آموزش تکنیک به دانشجویان از عهدۀ یک تکنیسین خوب که بیانی شیوا داشته باشد نیز بر می‌آید.

 اگر پژوهش را از وظایف  استاد دانشگاه حذف کنیم، دانشگاه از محل تولید علم به مکانی صرفاً مصرف کننده آموزشی و خدماتی در می‌آید و در واقع دانشگاه علوم پزشکی تبدیل به آموزشگاه و محلی برای پرورش پزشکان و دندان‌پزشکان تجربی در‌می‌آید که عاجز از حل کمترین معضل جدی پیش رو هستند. اگر رتبه‌های دانشگاه‌های ما در حال حاضر در سطح جهان وضعیت مطلوبی ندارد طرح چنین راه حل‌هایی می‌تواند وضع را از این هم بدتر کند. 

به نظر می‌رسد که یافتن این راه حل بوروکراتیک، چاره‌ای برای رهایی افرادی است که به هیئت علمی‌دانشگاه‌ها راه یافته‌اند بدون این که توانایی فعالیت و خلاقیت علمی‌داشته باشند یا فعالیت در هیئت علمی‌دانشگاه الویت چندم مشاغل اداری آنان است و فقط به عنوان یکی از محل‌های دریافت دستمزد ماهانه به آن توجه دارند، بدون آن که در ساز و کارش نقش جدی داشته باشند.

راه حل پایان دادن به معضل تقلب علمی، برداشتن امتیاز کار علمی ‌برای ارتقاء موقعیت استادان دانشگاه نیست، بلکه در مرحله اول برگزیدن کادرهای علاقه‌مند به علم و کار علمی ‌با هوش مناسب برای بهره گیری از آموزش‌های پزشکی و کاربرد آن در فعالیت بالینی است. زمانی که جوانی را با بهره هوشی نامناسب و نا آماده برای مسئولیت علمی ‌آینده بنا به تصمیم‌های اداری می‌پذیرند، فقط جان شهروندانی را که در آینده به عنوان بیمار به چنین شخصی مراجعه خواهند کرد به خطر نینداخته‌اند بلکه به رشد علم و پژوهش‌های علمی‌ و به منافع ملی کشور آسیب رسانده اند.

دور زدن امتیازات مقاله و کارهای پژوهشی و قائل شدن تبعیض برای افراد خاص در بخش‌های دانشگاهی، کار علمی‌ و پژوهشی را برای دیگران در کنار این گروه دچار مشکل می‌کند زیرا تبعیض یعنی تخریب همه انگیزه‌ها و فعالیت‌ها. این چنین فرمول بندی‌هایی علیه منافع علمی ‌و ملی کشور است و ثمری جز عقب ماندگی از کاروان تولید علم در سطح جهانی نخواهد داشت.

دکتر میترا میرمحمدی



بدون دیدگاه

دیدگاه شما (لطفاً از Internet Explorer استفاده نکنید):





*