سرمقاله (اسفند ۹۵)

editorial-41این روزها سخنان زیادی در باره دوره ای جدید برای جراحان دهان و فک و صورت با عنوان دوره ای برای اخذ « دوال دگری» شنیده می‌شود. منظور از دوال دگری، این است که دستیار، پس از طی دوره آموزشی تخصصی هم مدرک جراحی دهان و فک و صورت و هم مدرک پزشکی را در پایان دوره دستیاری و شروع به کارش به عنوان جراح فک و صورت داشته باشد. در صورت ظاهر چنین چشم انداز و مدرکی، فریبائی و جذبه خودش را دارد ولی آن چه حساس است هدف از طرح چنین دوره ای در شرایط کنونی و نحوه دستیابی آن با توجه به ساز و کارها و توان واقعی دانشگاه های ما در شرایط فعلی است.

با توجه به این که گروهی اظهار می ‌کنند که در این رابطه الگو برداری از سیستم آموزشی دوال دگری آمریکا می‌شود، باید در نظر داشت که سیستم آموزش دندان‌پزشکی عمومی در ایران با سیستم دندان‌پزشکی عمومی در ایالات متحده امریکا متفاوت است، بنابر این اگر قرار باشد که آن الگو پیاده شود یا به نوعی کپی برداری شود، علاوه بر تغییر سیستم آموزشی دندان‌پزشکی عمومی در مقدمه کار، باید کوریکولوم ۶ ساله جراحی دهان و فک و صورت نیز به مانند سیستم آموزشی جراحی دهان و فک و صورت دانشگاه های ایالات متحده به شکل تمام و کمال اجرا شود زیرا که این سیستم کارایی نسبی خود را در آن جا پس داده است.

من در سال گذشته مقالاتی را در رابطه با وضعیت آموزشی چند بخش جراحی دهان و فک و صورت در دانشگاه‌های معتبر امریکا در ماه نامه آوردم. هدف از نشر این مقالات، آشنایی با سیستم دوال دگری در رشته جراحی فک و صورت در امریکا بود. مقالۀ بسیار مفصلی نیز از پروفسور لاسکین در این رابطه چاپ شد که در آن از دیدگاه ایشان، مقایسه‌ای بین دوره ۴ ساله و ۶ ساله جراحی دهان و فک و صورت که در اولی دانش آموختگان نائل به دریافت مدرک جراحی دهان و فک و صورت و در دومی علاوه بر آن واجد مدر‌ک پزشکی هم می شوند انجام شده بود. (این مقالات در انتهای نشریه  آورده شده است)

هر کشوری بنا به نیازها و سطح برخورداری از کادرهای تخصصی دانشگاهی خود سیستم آموزشی را طراحی می‌کند. اگر هدف، ارتقاء واقعی کیفیت آموزش و بالا بردن توان دانشگاه در تولید علم و ارائه مقاله‌های پژوهشی با اعتبار و افزایش کارائی فارغ التحصیلان برای درمان بهتر بیماران باشد، این کار ضروری و مبرم است.

 گاهی آن چنان که دیده ایم و می‌بینیم، در بخشی که هیئت علمی آن، دوره‌های آموزشی پس از فارغ التحصیلی را در بخش‌های تخصصی آکادمیک معتبر نگذرانده اند، با گذاشتن دوره‌های معین در همان بخش، به یک دیگر فلوشیپ می‌دهند. دادن فلوشیپ به یکدیگر بیش‌تر به سخره گرفتن آموزش سیستماتیک و راهی برای مدرک سازی از راه‌های برنامه سازی شبه علمی است که معمولاً فقط گروه های خاصی از آن منتفع می شوند. (من به تو فلوشیپ می دهم تا بعداً تو به من فلوشیپ بدهی!)  بی شک این گونه مدرک‌ها پیش از این که ارزش واقعی علمی و آموزشی داشته باشند، فقط باب مصرف داخلی صادر می‌شوند و هدف آن، احراز شرایط ممتازتر در کسب و کار ذی نفعان نسبت به همترازان ایشان است.

در عرصه درمانی کشور، به‌کارگیری چنین آزمون‌هایی در تربیت کادر درمانی، مجاز نیست و ظلمی است در حق بیماران.

کوریکولوم آموزشی تخصصی فعلی جراحی دهان و فک و صورت در ایران، کوریکولوم روشن و کاملی است که اگر به طور کامل اجرا شود، به تمامی نیازهای تعریف شده کنونی رشته جراحی فک و صورت پاسخ می‌دهد و اگر مشکلی وجود داشته باشد که دارد، از اجرای نصفه ونیمه کوریکولوم و از کمبود کادر ورزیده آموزشی در دانشگاه‌ها است.

 در سالیان اخیر، به علت افزایش بی‌رویه و بدون زیرساخت بخش‌های تخصصی که به قولی گاه در یک بخش آموزشی ۲ استادیار، بار آموزشی بیش از ۱۰ دستیار تخصصی را به دوش می‌کشند، شاهد افت ناگزیر سطح آموزش و توان علمی و عملی فارغ التحصیلان در سیستم آموزشی هستیم.  بدیهی است کسی که خود تازه از دوره تخصصی فارغ التحصیل شده است نیاز به تجربه و تسلط بر کار دارد و نمی‌تواند مستقیماً آموزش دستیاران تخصصی را به عهده بگیرد. در این شرایط با مسئول شدن وی برای تربیت کادر تخصصی به ناچار خود او، اولین قربانی و سپس دستیاران تحت آموزش وی قربانیان بعدی این ناهنجاری آموزشی خواهند بود که باید همراه با استاد خود از طریق آزمون و خطا بر روی ماتریال بی چاره ای با نام بیمار کسب تجربه کنند. 

اجازه دهید برای روشن شدن موضوع، دست اندازهایی که مانع رشد و ارتقای رشته تخصصی جراحی فک و صورت می‌شوند و طرح آن می‌تواند به بهتر دیده شدن موانع کمک کند، مطرح کنم. با تجربه‌ای که از گذران سه سال دورۀ تکمیلی در دانشگاه تهران (۱۳۸۶-۱۳۸۳) دارم متأسفانه باید بگویم که کوریکولوم آموزشی بسیار بد اجرا می‌شد و در بسیاری موارد دوره‌های چرخشی علوم وابسته بالینی ( که می‌بایست در بخش‌های تخصصی شاخه‌های پزشکی گذرانده شوند) جدی گرفته نمی‌شد. رزیدنت‌ها گاه به جای گذراندن جدی دوره های علوم وابسته بالینی در بخش‌های دیگر دانشگاه، به امور شخصی می‌پرداختند و یا بنا به فرمان رزیدنت ارشد در درمانگاه بخش خود به کارهای خرده ریز مشغول می‌شدند.

برخی از دوره‌های تخصصی نیز مانند دورۀ ۲ ماهه جراحی پلاستیک و ترمیمی با این که از دروس بسیار مهم «بازسازی بافت نرم» برای دستیاران رشته ما است، با این دستاویز که بخش آموزشی مربوطه از پذیرش رزیدنت‌های فک و صورت در بخش جراحی پلاستیک امتناع می‌کند، در عمل گذرانده نمی‌شد. این شواهد جای ابهام ها و سؤالات فراوانی را در کیفیت اجرای کوریکولوم فعلی باقی می گذارد که قبل از هر چیز باید به آن‌ها پرداخت و سپس در صدد اجرای الگوی جدید تکمیل کننده آموزشی برآمد.

کوریکولوم آموزشی که امروز بر مبنای آن دستیاران دوره تخصصی فارغ التحصیل می‌شوند و با عنوان « مشخصات کلی دوره تخصصی رشته جراحی  دهان و فک و صورت » منتشر شده است یکی از کوریکولوم های خوب آموزشی است که دیده ام. این کوریکولوم به گونه ای تنظیم شده است که براستی با پیاده کردن جدی آن جراحانی نیرومند از دانشگاه بیرون می آیند و اگر ابهاماتی در حد دانش و توانائی های فارغ التحصیلان وجود دارد ناشی از ضعف آموزشی دانشگاه هااست که باید برطرف شود .

من پیشنهاد می کنم به‌جای جستجوی مدرکی دیگر، از دانشگاه‌ها خواسته شودکوریکولوم آموزشی فعلی را جدی‌تر و مسئولانه‌تر پیاده کنند و همچنین انجمن‌های مردم نهاد علمی، بحت ارتقاء کیفیت آموزش در دانشگاه‌ها را در دستور کار خود قرار دهند.

ارزش هر مدرک تحصیلی را نه با واژه‌های روی مدرک، بلکه با برآورد سطح دانش، میزان کار علمی  و تبحر دارندگان آن مدرک تعیین می‌کنند. چه بسیار متخصصان با ارزشی در کشور هستند که از هرجهت نسبت به ارتقاء کیفیت علمی و درمان مسئول و متعهدند. در همان حال نمی‌توان نادیده گرفت که در قبال آن استادان یا دانشیارانی در دانشگاه هستند که شاخص علمی پائینی دارند.

متدولوژی علمی حکم می‌کند که برای پی بردن به معایب هر برنامه و در این مورد مشخص، کریکولوم آموزشی، ابتدا باید نقد دقیقی از ثمرات عملی پیاده شدن آن به‌دست داد و راه های رفع نقص و کمبود‌ها و چگونگی ارتقاء آن را بررسی کرد.

 در حال حاضر اصلاً مشکل در این جااست که این کوریکولوم به درستی اجرا نمی شود تا چه رسد نقدی از عملکرد نهائی آن وجود داشته باشد تا به طور واقعی بخواهیم آن را اصلاح کنیم. کسانی که در این تنگنای بودجه و استاد و امکانات دیگر آموزشی به دنبال مدرکی دیگر هستند با صراحت بگویند در برابر « اهداف نهائی » کوریکولوم آموزشی موجود چه اهدافی را خواهند افزود که جراحی دهان و فک و صورت ایران را گامی به جلو ببرد. وگرنه، باز هم مشکلی بر چالش های موجود افزوده خواهد شد.

این گونه مباحث کلیدی حرفه ای که با سرنوشت حرفه و در نتیجه سرنوشت شاغلان و فعالان این رشته مرتبط است را نباید در خلوت خانه‌های اداری و با اراده تعدادی افراد برگزیده رقم زد، بلکه لازم است در مجامع مختص به این موضوع و با دعوت از همه همکاران  و با قائل شدن ارزش برای نظر شاغلین در این حرفه به بررسی موضوع پرداخت و به راه کار واقعی رسید.

در پایان باید به این پرسش کلیدی، پاسخ داد که در وضعیتی که توان اجرای کوریکولوم  فعلی که سالیان زیادی از تصویب آن می گذرد وجود ندارد، چگونه می‌شود سیستم جدیدی را که اجرای آن به مراتب سنگین‌تر است و الزاماً باید در هماهنگی و با مشارکت بخش‌های تخصصی بسیاری از شاخه‌های پزشکی طراحی و اجرا شود، در دستور کار قرار داد؟

دکتر میترا میرمحمدی



بدون دیدگاه

دیدگاه شما (لطفاً از Internet Explorer استفاده نکنید):





*