سرمقاله (شهریور ۹۶) : سایت تخصصی جراحی فک و صورت – دکتر میترا میرمحمدی

سرمقاله (شهریور ۹۶)

editorial-46

روز پزشک بر همۀ پزشکان دل‌سوز و زحمت‌کش سرزمینمان مبارک باد.

مدتی است که جامعۀ پزشکی کشور از برخی ناملایماتی که پیش از این به آن عادت نداشته است، رنجیده خاطر شده است. شروع این مشکلات از گزارش پدیده زیر‌میزی گرفتن گروه کوچکی از پزشکان شروع شد و به رسانه‌ها و در پی آن به جامعه کشیده شد و جو روانی بدی را برای جامعه پزشکی ایجاد کرد. در همان زمان بحث‌های مختلفی دربارۀ علل این پدیده و راه پایان دادن به این جو ناخوشایند مطرح شد. گروهی از همکاران به‌شدت با آشکار شدن این ناهنجاری‌ها مخالفت می‌کردند و معتقد بودند که به این مشکلات باید درحریم جامعۀ پزشکی پرداخته شود. سمینارهای متعدد اخلاق پزشکی گذاشته شد و در بسیاری از انجمن‌ها به موازات آن کمیتۀ اخلاق فعال شد. مردم نیز کماکان در شبکه های مجازی به اظهارنظرهای گاه بسیار متأثر کننده ای ‌پرداختند.

این که جامعه پزشکی واجد اکثریتی از جمعیت انسان‌های شریفی است که با تلاش و فشار زیاد در تحصیل و کار و هزینه کردن از عمر و زندگی خود به مدارج پزشکی نائل می‌شوند و پس از آن نیز به کار سخت درمانی مشغولند، واقعیتی انکار ناشدنی است اما این جامعه، هم‌چنین دچار کاستی‌ها و ناهنجاری‌هایی است که

اگر به طور جدی با آن برخورد نشود، ناگزیر روز به روز بیش‌تر با افت اتوریته معنوی خود در جامعه مواجه خواهد شد. برای درمان هر آسیب، ابتدا باید مشخصات آسیب وارده را شناخت.

برای نمونه به موضوعی که در ماه گذشته شاهد آن بودم اشاره می کنم. بیمار آقای ۵۵ ساله ای بود که یک سال پیش جهت چاره‌اندیشی برای درمان ایمپلنت در خلف بسیار تحلیل رفته دو فک بالا و پایین خود از طرف یکی از همکاران دندان پزشک به من معرفی شده بود.

پس از انجام رادیوگرافی های لازم ایشان را جهت مشاوره و ارائه طرح درمان پروتز نهایی نزد متخصص پروتز که از هم‌کلاسی‌های دوره عمومی ام بود و اکنون دانشیار بخش پروتز دانشکدۀ دندان‌پزشکی تهران است فرستادم  و نظر ایشان را نیز با توجه به فاصلۀ بسیار زیاد بین دو کرست آلوئولار فک بالا و پایین و ریج های بسیار تحلیل رفته بیمار جویا شدم. ایشان مرقوم داشتند که گزینه درمانی، بهتر است پروتز متحرک و در صورت تمایل زیاد بیمار، جراحی بازسازی اساسی هر دو فک بالا و پایین جهت افزایش ارتفاع ریج باشد.

بیمار از ابتدا اعلام کرده بود که به هیچ عنوان پروتز متحرک را تحمل نمی‌کند و به هر قیمتی و با تمام بردباری هر گونه درمانی که بتواند بازسازی کامل دو فک او را در آینده تامین کند، می‌پذیرد. من ترجیح دادم که تصمیم فردی برای بیمار نگیرم و جهت مشاوره و احتمالاً درمان، بیمار را نزد یکی از استادان دانشگاه که مسئولیت‌های چند اداری و دولتی هم دارد بفرستم. از بیمار نیز خواستم که پس از مشاوره، حتماً نتیجه‌اش را به من اطلاع دهد.

متأسفانه از بیمار هیچ خبری نشد تا این که هفته گذشته، پس از گذشت قریب به یک سال با ۲ عکسِ پس از جراحی به مطبم آمد و گفت که آمده ام تا از شما برای ادامه کارم کسب تکلیف کنم. او گفت که سال گذشته هنگامی که نزد دکتر معرفی شده رفتم، دکتر به من گفت که به علت مشکل جسمی نمی‌تواند این جراحی را انجام دهد ولی اتفاقاً فردا صبح در بیمارستان دانشگاهی است و با من قرار گذاشت که در روز بعد در بیمارستان حاضر شوم. در آن جا دکتر مرا به یک خانم دکتر رزیدنت معرفی کرد. از آن جا رزیدنت مرا به مطب شخصی دندان پزشک دیگری برد و برایم در سمت راست فک پایین ۳ ایمپلنت و در فک بالا مقابل آن سینوس لیفت با استفاده از پودر استخوان انجام داد. حال پس از گذشت ۶ ماه می خواهد مرا برای گذاشتن پروتز به شخص دیگری معرفی کند که من اصرار کردم که می‌خواهم قبل از آن با دکتر اولم مشورت کنم. او گفت که اگر دکترت نیاز به توضیح وضعیتت داشت بگو که با من تماس بگیرد.

(لطفا برای بزرگ نمایی عکس ها روی آن ها کلیک کنید)

editorial-46-1

editorial-46-2

من بسیار متأسف شدم که چگونه از اعتماد این بیمار سوء استفاده شده است و چگونه با طرح درمان غلط با وجود این که او طرح درمان متخصص پروتز را در دست داشت، بازهم متحمل آسیب جسمی و وقت و هزینۀ بالا شده است.

بر این باورم که وقتی به عنوان پزشک در جریان درد بیمار قرار گرفتیم، اگر به هر علتی پیش‌برد درمان بیمار برایمان امکان پذیر نباشد و او را به همکار دیگری ارجاع می‌دهیم باید نسبت به نتیجه کار حساس باشیم. جراحی که نمی‌تواند به هر دلیلی درمان بیمار را به عهده بگیرد باید نه تنها نسبت به بیمار بلکه نسبت به همکاری که بیمار را به او ارجاع داده است متعهد باشد و با پاسخ مسئولانه به مشاوره، بیمار را به پزشک اولیه اش ارجاع دهد یا این که در صورت ارجاع بیمار به درمان‌گر سوم که قاعدتا می بایست در این مجموعه از تخصص عالی‌تر و از امکانات درمانی بهتری برخوردار باشد با پاسخ به مشاوره، پزشک اولیه را در جریان و روند درمان بیمار قرار دهد. جای بسی تاسف است که این نقل و انتقال بیمار در بخش آموزشی اتفاق افتاده است.

 من در این نوشتار به دنبال بررسی انگیزه‌ها و مکانیسم آن نیستم ولی این روند برخورد و رفتارها ، نمونه آشکاری از منش ضد اتیکز پزشکی است که تاثیر آن به ویژه در بخش‌های آموزشی به علت نقش تعلیم و تربیت آن به مراتب سنگین‌تر و مخرب‌تر و فراگیرتر است که متأسفانه تبعات آن نصیب کل جامعۀ پزشکی می‌شود.

باید از مسئولان نظارت کننده خواست که راه‌کارهای قانونی برای برخورد با چنین پدیده‌هایی که سلامت انسان‌ها را دست‌مایه منافع شخصی خود قرار می دهد، اتخاذ کنند. مردم این نارسائی‌ها را می‌بینند و هزینه آن‌را گاه با جان خویش می‌پردازند. اگر ما آسیب شناسی و چاره اندیشی نکنیم و به پاک کردن صورت مسئله دل خوش کنیم، اعتماد به پزشک کاهش می یابد و آسیب آن پیش از همه به خود جامعه پزشکی برمی‌گردد.

در نظر سنجی ها هنوز پزشکان، با اعتبارترین افراد در بین شهروندان کشور هستند. قدر این جایگاه ممتاز را در قلب مردم باید دانست و نسبت به بروز آسیب‌ها واکنش مناسب نشان داد. روز پزشک موقعیت خوبی است که جامعه پزشکی به درون خود نگاه کند، ناسره‌ها را پالایش کند و « با خود نیز بستیزد».

میترا میرمحمدی



بدون دیدگاه

دیدگاه شما (لطفاً از Internet Explorer استفاده نکنید):





*